جواد بن شفيع ملكى تبريزى
36
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )
مثلا شيخ الرّئيس و غيره مقامات عرفا ، نوشتهاند ، و يا تقليدا از اهلش ياد بگيرد ؛ باز هزاران فرقها ما بين اين علم و معرفت با معرفت شهودى و وجدانى اهلش مىباشد ؛ و لذّتى كه در شهود اين مراتب بر اهلش دست مىدهد ، همان است كه در « كافى » از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه مىفرمايد : لو علم النّاس ما فى فضل معرفة اللّه ، ما مدّوا أعينهم إلى ما متّع اللّه به الأعداء من زهرة الحيوة الدّنيا و نعمتها ، و كانت دنياهم عندهم أقلّ ممّا يطؤنه بأرجلهم ، و ليتنعّموا بمعرفة اللّه تعالى و تلذّذوا بها تلذّذ من لم يزل فى روضات الجنّات مع أولياء اللّه . إنّ معرفة اللّه أنس من كلّ وحشة ، و صاحب من كلّ وحدة ، و نور من كلّ ظلمة ، و قوّة من كلّ ضعف ، و شفاء من كلّ سقم . « 1 » - انتهى . [ « اگر مردم بدانند چه چيزهايى در فضيلت معرفت خداوند وجود دارد ، ديدگان خود را نمىدوختند به آنچه خداوند بدان دشمنان را متمتّع و بهرهمند كرده است از جلوهء زندگى دنيا و نعمت آن و دنياى آنها در نظرشان پستتر بود از آنچه را كه زير گامهايشان پايمال مىكنند ؛ و تحقيقا به معرفت خدا متنعّم و متلذّذ مىگشتند به مثابهء تلذّذى كه پيوسته در باغهاى بهشت و با اولياى خدا پيدا مىنمودند . معرفت خدا انيس انسان است از هر دهشتى ، و همنشين اوست از هر
--> ( 1 ) - « روضهء كافى » ص 247 ، حديث 347 ، از محمّد بن سالم ، از احمد بن ريّان از پدرش ، از جميل ، از حضرت امام .